N 3 T G 3 3 K

نام کاربری و رمز عبور خود را به اشتراک بگذارید!

یک نظر

PassPack نام سرویس ثبت و نگهداری رمزعبور تحت وبی است که پا فراتر از نگهداری امن اطلاعات محرمانه کاربران گذاشته و به آنها اجازه میدهد در محیطی امن نام کاربری و رمز عبور خود را با دوستان خود به اشتراک بگذارند!.

در دنیای دیجیتالی امروز یک کاربر اینترنت ممکن است در ده ها سایت عضو شود و روزانه مجبور به یادآوری چندین نام کاربری و رمز عبور برای وارد شدن به سایت ها شود. در این میان نرم افزارهای سیستم عاملی و همچنین نرم افزارهای تحت وب زیادی در قالب یک وبسایت به یاری کاربرهای اینترنت آمده اند تا رمز عبور آنها را نگهداری کرده و زحمت دوباره یادآوری آنها را کم کنند که بعضا بسیار نا امن هستند و یا در سیستم های مخلتف و محل های مختلف به راحتی قابل دسترسی نیستند، در این بین سایت PassPack با شعار “یک کلیک تا ورود” پا به میدان گذاشته است تا تمام مشکلات حفظ و نگهداری رمز عبور را حل کند، به همراه چند قابلیت اجتماعی جدید!.

ثبت نام در سایت PassPack بسیار آسان است و با وارد نمودن یک نام کاربری ، یک رمز عبور، ایمیل و ساختن یک عبارت بسیار محرمانه طولانی به پایان میرسد، از این پس با فعال کردن “Auto-Login” میتوانید با یک کلیک وارد شوید لازم به ذکر است عبارت محرمانه نباید فراموش شود و امکان بازگرداندن آن وجود ندارد!.

پس از ثبت نام در سایت لازم است رمز عبور سایت مورد نظر را در قسمت Passwords وارد نمایید، تنها برای یک بار اطلاعاتی مانند نام کاربری ، رمز عبور، لینک سایت مورد نظر و توضیحات خود را وارد میکنید و البته میزان محرمانه بودن اطلاعات را نیز مشخص کنید از این به بعد تنها با یک کلیک و بدون نگرانی از فراموش نمودن نام کاربری و رمز عبور وارد وبسایت های خود می شوید سایت هایی مانند صندوقهای ایمیل، سایت های اجتماعی و هر سایتی که نیاز به رمز عبور دارد.

اما قابلیتی که سایت PassPack را منحصر به فرد میکند اجتماعی بودن آن است یعنی در این سایت میتوانید دوست پیدا کنید، دوستان خود را دعوت کنید و اجازه دسترسی به صفحه شخصی خود در سایت های مختلف را به آنها بدهید، به زبان دیگر نام کاربری و رمز عبور خود را به اشتراک بگذارید، البته این کار در محیطی کاملا محرمانه انجام میشود و شما قادر به تعیین میزان دسترسی افراد به پسوردهای خود هستید، برخی مواقع نیاز است دوستی به صندوق پست الکترونیکی کاربر دسترسی پیدا کند مطمئن باشید استفاده از خدمات این سایت بسیار امن تر از نشر نام کاربری و رمز عبورتان توسط ایمیل، پیام کوتاه و یا اتاق های گفتگوی آنلاین و یا فریاد کشیدن آن پشت گوشی تلفن است، اما در ابتدا باید دوست خود را وادار به پشت سر گذاشتن مراحل ثبت نام در PassPack کنید سپس اطلاعات محرمانه خود را با آن به اشتراک بگذارید، پس وقت را تلف نکنید ودر دنیای محرمانه اشتراک گذاری ثبت نام کنید فقط حواستان باشد PassPack بعد از دقایقی بیکاری خود را قفل میکند این هم نتایج امنیت بیش از اندازه است و یا شاید پیشگیری ای برای حماقت انسانها که هیچ گاه درمان نمیشود و هر لحظه ممکن است یک کاربر بدون توجه به پنجره های باز از پای سیستم بلند شود!

نکته امنیتی: لازم است در انتخاب پسوردهای خود به چند نکته دقت کنید پسوردها نباید مفهوم خاصی داشته باشند یا اسم خاصی باشند یا بشود آن را در دیکشنری پیدا کرد لازم است ترکیبی از اعداد، حروف و علامت ها باشند و حداقل شش حرف داشته باشند!

مطلب اتفاقی

نوشته:David

تیر ۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۸ ب.ظ

ارسال شده درآموزش, رمزنگاری

برچسب ها

دستان خالی کارآفرینی در نمایشگاه سالانه کتاب تهران

۳ نظر

نمایشگاه بین المللی کتاب تهران همیشه واسه من مثل یه فستیوال خوشمزه سالانه بود که توش میشد با کتابای زیادی آشنا شد، آبلمبو شد و پولارو خرج کرد اما امسال اولین سالی بود که رفتم نمایشگاه و کتابی نخریدم! اتفاقن امسال اولین سالی هم بود که به حقوق مولف عمیقا پی برده بودم و میخواستم تا جایی که میتونم کتابها رو بخرم! — حالا نه همه کتابایی که میخوام حداقل میتونستم کتابی رو که واسم اهمیت زیادی داره رو بخرم!– اما به دو دلیل امسال تنها کتابهارو نگاه کردم نامهارو یادداشت کردم تا تقدیم گوگل کنم و پی دی افشو بپسرم دست پرینترم! — شرمنده همه ناشرا و مولف های خارجی هم هستم ایشالا جبران کنیم!–

داستان از دومین روز برگذاری نمایشگاه شروع شد، با دیدن سایتی، ایده ای نو — در ایران — به ذهنم خطور کرد اولین باری نبود که ایده شروع یک کار هیجان زدم میکرد اما اولین باری بود که مسیر انجام یک کار بزرگ در ذهنم شکل میگرف انقدر عمیق جای خودشو واز کرد که به عمق سختی ها و برنامه ریزی های طولانی مدتش پی بردم خود به خود  یاد سایت ها و وبلاگ های کارآفرینی افتادم راستش اولین چیزی که در ذهنم نقش بست چهره آقای پژمان عزیز بود و مطلبی که ماه ها پیش در مورد یک کتاب معروف تو وبلاگش خونده بودم — کتابها و مواردی که چند جا توصیه شده باشند رو فراموش نمیکنم پس اولین قدم برای برداشتن قدم های اول رو برداشتم ! – قدم اول!

زمانی که برای اولین بار کتاب The Art Of The Start رو دیدم و با نام های Startup و غیره آشنا شدم انقدرا واسم مهم نبودند بیشتر فکر میکردم یه سری تئوریه که باید تجربه شن تا خونده بشن! اما حالا که میخواستم یک پروژه بزرگ طولانی مدت رو استارت بزنم اهمیت برنامه ریزی و مدیریت هر لحظه بیشتر در وجودم قدرت میگرفت که شابد نیازمند مطالعه بیشتر بود!

پس کتابی که قرار بود امسال از نمایشگاه بگیرم مشخص شد The Art Of The Start اثر Guy Kawasaki !

اما همه چیز به همین سادگی پیش نمیره در زیر چند مورد کوچک از  مشکلات رسیدن به یک کتاب خارجی در سالن ناشران خارجی رو دسته بندی کردم!

۱- هیچ ایستگاه جستجویی برای کتابهای خارجی وجود نداره و فقط  برخی غرفه ها  سیستمی برای جستجوی کتابهای غرفه خودشون دارند و اگر شما دنبال کتابی باشید باید کل پارکینگ موکت شده — بخوانید سالن کتابهای خارجی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران — که تنها خوبیش خلوت تر بودن از سالنهای دیگست رو میلیمتر به میلیمتر زیر پا بگذارید و کتابهارو جستجو کنید.

۲- افرادی که وظیفه جستجوی کتابهارو دارند آشنایی ای با کیبورد ندارند و لیسنینگشون در حد پیش دبستانیه و مجبوری خودت کاراتو با سیستمشون انجام بدی!

۳-  خلاصش میکنم، در تمام نمایشگاه نمیتوانید کتاب The Art Of The Start را پیدا کنید حتی در برخی موارد فکر میکنند دنبال یک کتاب در زمینه هنر میگردید و به غرفه های نقاشی هدایت میشید حتی شاید این جملرو بشنوید ” کارآفرینی و خلاقیت ملاقیت نداریم مدیریت بیزنس میخوای اون وره :) “! و اگر بتوانید کتابی را پیدا کنید هم احتمالا دو برابر قیمتش فاکتور دریافت میکنید!

در نهایت با دفتر چه ای پر از نام کتاب و نویسنده آن به خانه بازگشتم و با عرض پوزش از جناب گای کاوازاکی PDF کتابشان را گذاشتم دانلود شد ! — ایشالا جبران کنیم واسش!–

این مشکل تنها من نیست شایدم اصلا مشکل به نظر نیاد ولی افراد زیادی رو میشناسم که سالهای متمادی هر ساله کارتن کارتن کتاب میخریدند از نمایشگاه اما یکی دو ساله  دیگه زحمت آبلمبو شدن و کتاب دیدن و خریدن رو به خودشون نمیدن خب حق هم دارند وقتی میشه پی دی اف کتابهارو خیلی با کیفیت و خوب و مجانی دانلود کرد پرینت گرفت و بدون تایپ کردن در مقاله ها و پژوهش ها استفاده کرد چه نیازی به این همه زحمت و هزینه بی فایده است؟‌؟؟

فکر نکنم دیگه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران واسم مثل یه فستیوال خوشمزه سالانه باشه! — به دلایل زیادی که مهلت گفتنش نیست :| –

مطلب اتفاقی

نوشته:David

اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۲ ب.ظ

ارسال شده درکارآفرینی, کتاب

لاگین به فرندفید، مشکلی قابل حل!

۸ نظر

به تازگی کاربرهای فرندفید از جمله خود من شکایتها دارند طبق طبق که چرا در ایران نمیشه لاگین کرد تو فرندفید :) اما مشکل اینجا تموم نمیشه اگر با هزار ترفند هم تونستیم لاگین کنیم وقتی مرورگر رو میبندیم دوباره باید لاگین کنیم !!!

اینجاست که یک سری راه حل به ذهن خطور میکنه اول از همه قبل از این که کاری انجام بدید فایرفاکس رو اگر ندارید نصب کنید :) == شرمنده توصیه خیلی قدیمی ایه ولی هنوز خیلیا هستند که ازش خبر ندارند ==

مشکل اول:

چگونه در فرفر لاگین کنیم >> از اونجایی که مستقیم نمیشه لاگین کرد پس غیر مستقیم لاگین میکنیم اینجاست که خاصیت واقعی سرویس دهنده گان وب دویی نظیر فیس بوک مشخص میشه ، اگر حساب کاربری در فیس بوک ندارید یکی بسازید و  سپس اپلیکیشن فرندفید رو فعال کنید وقتی فرندفیدتون تو فیس بوک باز شد میتونید مطمئن باشید که تو فرفر لاگین کردید حالا فرفر رو باز کنید و حالشو ببرید :)‌

مشکل دوم:

زمانی مشکل دوم رو متوجه میشید که فایرفاکس رو کلا میبندید و باز میکنید، فرفر لاگ اوت میشه و دو باره باید پروسه رفتن به فیس بوک و باز کردن فرفر تو فیس بوک دنبال بشه و از اونجایی که یک کلیک در دنیای مجازی هم خودش یک کلیکه و هرچه تنبل تر بهتر، میریم دنبال یک راه حل که مارو سریع تر به فرفر برسونه :)‌

مقدمه

شما وقتی وارد یک سایت میشید بین شما و اون سایت روی پورت هشتاد اگه اشتب نکنم یک نشست –session–  ایجاد میشه و وقتی در یک سایت لاگین میکنید این نشست با نام کاربری شما ثبت میشه برخی سایت ها توسط کوکی اطلاعات این نشست محرمانه رو که شما رو وارد فضای کاربریتون میکنه در سیستم شما ذخیره میکنه که باعث میشه دفعه بعدی لاگین نکنید دیگه اما فرندفید احتمالا برای امنیت بیشتر ترجیش میده کاربر هر سری لاگین کنه :)‌ و البته میشه این نسشت هارو دزدید مثلا شما نشستی با فرفر دارید و من با جاسوسی اطلاعات نشست شما، خودمو جای شما جا میزنم و تا وقتی اون نشست فعاله از حساب کاربریتون استفاده میکنم و حالشو میبرم این موضوع در مورد دزدیدن کوکی ها هم صدق میکنه که کلا همه اینا نان آو اور بیزنس هیر :)))

پایان مقدمه

شروع راه حل

ما قصد داریم توسط یه اکستنشن فایرفاکس نشست فرندفیدو که توش لاگین هستیم رو ذخیره کنیم و با اجرا کردن دوباره فایرفاکس اونو دوباره لود کنیم این اتفاق میتونه واسه بقیه سایت ها هم بیفته که البته توصیه نمیشه چون زیاد امن نیست :

Session Manager رو در فایرفاکس نصب کنید و فایرفاکس رو ریست کنید، یه نگاهی به صفحه آموزش این اکستنشن که واستون باز شده بندازید — همشو با عکس توضیح داده — بعد همه تب هارو ببندید توسط روش فیس بوک در فرفر لاگین کنید و به صفحه فرفرتون برید پنجره فیس بوک رو ببندید و نشست موجود رو ذخیره کنید توسط مسیر زیر

Tools >> Session Manager >> Save Session… >> hamin

حالا با خیال راحت فایر فاکس رو ببندید و دوباره باز کنید و توسط مسیر زیر سیزن سیو شدتونو با یک کلیک لود کنید

Tools >> Session Manager >> friendfeed – *  >> hamin

و سپس خوشحال و شاد و خندان برای رفقا لایک بزنید حالشو ببرید در آخر درس یادتون نره دوستان :) اسمایلی نکته اخلاقیه آخر برنامه

این کارو میتونید واسه سایت های دیگر هم که لاگین کردنش مسدود شده هست مانند وردپرس دات کام انجام بدید .البته اگه بگردیم احتمالا راهی آسون تر هم پیدا میکنیم خدارو چه دیدید !!

برای دوستان خیلی جدید

فرندفید چیست؟

فرندفید سایتی است اجتماعی که با عضو شدن در آن و دوست شدن با دوستان میتوان محتوا تولید کرد و احتمالا در مقطعی تبدیل میشه واستون به یه معضل حل نشدنی البته اتفاقات نادر دیگه ای هم میوفته که اصلا نمیشه فکرشو کرد :))))

مطلب اتفاقی

نوشته:David

اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۴ ب.ظ

ارسال شده درآموزش

برچسب ها , , ,

والکوره Valküre

بدون نظر

سلام، این اولین پست سال ۲۰۰۹ میلادیه! و بالاخره بعد از حدود چهارماه دوباره شروع به نوشتن کردیم اول از دوستانی که این مدت میومدن و با چیزای تکراری برخورد میکردند پوزش میخوام و خوبه بگم که یک سری مطلب در زمینه های مختلف مورد بحث این وبلاگ در صف هستند که نوشته شوند و البته مطالب سلیقه ای مثل همین هم لابلاش میاد! سعی میکنم هفته ای یک پست داشته باشه وبلاگ و اگر زمان یاری داد پست دوم هم منتشر میکنم و حتی بیشتر!

امیدوارم Valkyrie استارت خوبی برای شروع دوباره نت گیک باشه.

پوستر فیلم

پوستر فیلم

دیشب سر علاقه ای که به تاریخ آلمان و دوره نازی و هیتلر داشتم نشستم فیلم Valkyrie با بازی تام کروز رو دیدم داستان جالبی بود و از فیلم لذت بردیم هر چند یک سکانس اون منو یاد لیست شیندلر انداخت و یادآوری اون فیلم لذت بخش باعث شد کمی والکری بره تو حاشیه اما با تمام این احادیث با دقت تمام تا ته فیلم رو تماشا کردم و لذت بردم مخصوصا وقتی یادم میوفتاد داستانش از یک ماجرای واقعی برداشته شده و همسر شخصیت اصلی فیلم که تام کروز نقشش را داشت از جنگ جهانی دوم جان سالم به در برده و سال ۲۰۰۶ فوت کرده است- – بهتره خودتون فیلم رو ببینید الان دیگه میتونید نسخه های با کیفیت دیوکسش هم پیدا کنید– اما چیزی که منو به فکر نوشتن یه مطلب انداخت نام فیلم بود. و مطلبی که نام فیلم رو واسم جذاب کرد اجرای قطعه ای موسیقی با همین نام در اوایل فیلم بود، قطعه ای آلمانی از موسیقیدانی آلمانی با نام Valküre اثر ریچارد واگنر که حدود صد صال قبل از هیتلر این اپرای عظیم رو ساخت.

شما در اوایل فیلم میتونید بخش اول از قسمت سوم اپرای Der Ring des Nibelungen: Die Walküre رو بشنوید که پرلود اون که در فیلم هم شنیده میشه بسیار مشهور است و به نظرم در فیلم ها و تیتراژ های زیادی مورد استفاده قرار گرفته، ضربی حماسی و پرجنب و جوش دارد  و آدم و وادار به آشفتگی میکند!

ریچارد واگنر آهنگ ساز مشهور آلمانی که اپراهایش باعث شهرتش شده و البته علاقه نیروهای نازی به او هم بخاطر یهود ستیز بودنش است. او دارای یازده اپرا هست که مشهور ترین اپراهای او سری اپرای حلقه نیبلونگ نام دارد که مشتمل بر چهار اپراست که آنها را در بیست و شش سال نوشته و اجرای تمام آنها حدود پانزده ساعت زمان نیاز دارد– دوره ای که شاه لودویگ دوم اسرار آمیز حکومت میکرده!– اما دومین اپرا والکوره نام گرفت که پرلود حماسی Act سه این اپرا در فیلم Valkyrie پخش میشود و داستان اصلی فیلم را در سر کلنل بیگناه علالتخواه فیلم — تام کروز — شکل میدهد که کاش شکل نمیداد و کلنل اشتوفنبرگ تا دوهزار و شش در کنار همسر و فرزندش خاطراتش را تعریف میکرد!

تصویرگری بخش سوم اپرای والکوری توسط آرتور راکهام تصویرگر دهه سی

تصویرگری بخش سوم اپرای والکوری توسط آرتور راکهام تصویرگر دهه سی

واگنر داستان این اپراها را از افسانه های اسکاندیناوی گرفته بود که حاوی داستان های حماسی و جنگ جویانه مختلف است — هم اکنون در حال دانلود ویدئوهای این مجموعه اپرا هستم پس هنوز نمیدانم داستان اپرا از چه قرار است !! — البته شما میتونید دراینجا داستان را بخوانید!

میتوانید قسمت اول از Act سوم این اپرا یا همان قطعه مشهور پخش شده در فیلم را از اینجا دانلود کنید.

مطالب مرتبط

نوشته:David

اسفند ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۸ ق.ظ

ارسال شده درفیلم, موسیقی

برچسب ها , , ,

ده سیستم رمزنگاری مشهور۵ — ماشین انیگما

۶ نظر

در انتهای این پست به این نتیجه رسیدیم که ارتش آلمان با سیستم رمزنگاری منهدم شده ای به نام ADFGVX در جنگ جهانی اول روبرو شد البته در جنگ جهانی اول ارتش آلمان اعتقاد زیادی هم به رمزنگاری اطلاعات نداشت و بر این عقیده بود که لو رفتن اطلاعات محرمانه نه بخاطر رمزگشایی پیامهاست بلکه بخاطر دزدیده شدن آنها توسط جاسوسان میباشد کمی بعد در سال ۱۹۱۸ دو کارخانه دار و مخترع آلمانی به فکر ساخت دستگاه الکترومکانیکی ای شدند تا بتوان با آن اطلاعات را رمز کرد اینگونه در زمینه تجارت خیلی پولها به باد نمیرفت، ولی بخاطر قیمت گران دستگاه زیاد مورد توجه قرار نگرفت نام دستگاه ماشین انیگما بود البته تا چند دهه بعد هم از نظر نظامی این دستگاه ارزشمند مورد توجه ارتش آلمان قرار نگرفت آلمانی که همینک با رهبری هیتلر میخواد جنگ جهانی دوم رو در تاریخ ثبت کنه، البته مدل اولیه ماشین انیگما مشکلاتی داشت پس افسران توانای هیتلر دست بکار شدند و نسخه جنگی و مشهور این ماشین را به نام انیگمای ورماخت طراحی کردند اما دانشمندان متفقین و روسها هم بیکار نشستند و در طول جنگ جهانی دوم سعی خود را در فهم و کشف الگوهای ماشین انیگما به کار بردند و البته موفق هم بودند دانشمندانی همچون آلن تورینگ ریاضیدان منطق دان و رمزنگار برجسته بریتانیایی شخصی که به عنوان پدر محاسبه نوین و علم رایانه شناخته شده و ماشین تورینگ آن معیاریست برای هوش مصنوعی و هنوز برنامه ای نتوانسته خواسته های ماشین تورینگ را برآورده کنه.

ماشینی که میگوید اگر شخصی در سمتی نشسته باشد و ماشینی در سمت دیگر به گونه ای که هیچ کدام(!) یکدیگر را نمیشناسند ماشین باید به گونه ای پاسخ های شخص را بدهد که شخص متقائد شود در طرف دیگر یک انسان نشسته ! :)

البته تا سیزده سال گمان میرفت رمز انیگما غیرقابل نفوذ است اما همه ما میدانیم کار نشد نداره و البته دانشمندان و ریاضیدانان دیگر هم بیکار نبودند همچنین میتوان از Marian rejewski افسر ریاضیدان ارتش لهستان نام برد که به روشی کاملا ریاضی موفق به شکستن الگوریتم انیگما شد!

من معتقدم که اگر جنگ جهانی دوم نبود هیچ گاه علم به اندازی ای که الآن پیشرفت داشته پیشرفت نمیکرد البته پیشبرد علم توسط راه انداختن جنگ کار دردناکیست ولی میتوان از بانیان جنگ جهانی دوم تشکر کرد که باعث شدند علم انقدر پیشرفت کنه!

ماشین انیگما یک ماشین الکترومکانیکی بر پایه سیستم ماشین‌های گردان — Rotor Machine — طرح ریزی شده است.

سیستم ماشین های گردان به گونه ایست که بوسیله یک سری چرخ دنده و یک محور و صفحات الکتریکی میتوانند یک سیگنال را به صورت ها و الگوهای مختلف انتقال دهد ترکیبات متفاوت از حالات متفاوت ماشین روتور باعث بوجود آمدن الگوریتمهای متفاوتی میشود که میتوان از آن در رمزنگاری و بالعکس آن رمزگشایی استفاده کرد یکی از مشهورترین مثال های ماشین روتور ، ماشین انیگماست!

ماشین انیگمای آلمان ها بوسیله ترکیب دو مکانیزم الکتریکی و مکانیکی کار میکرد و از چهار روتور ، یک بازگرداننده—Reflector— بیست و شش لامپ و کلیدها و فیش ها —Plugs— و سیم کشی داخل روتورها و ماشین ها —برای انتقال سیگنال بینشون و روشن شدن لامپ—  و البته باتری تشکیل شده.

شبیه سازها و نرم افزار های زیادی از ماشین انیگما طراحی شده که میتونید یک نمونشو در پانوشت مقاله دانلود کرده و  روی منطق و روش کارش کار کنید اما خوبه نگاهی به مثالی که در ویکیپدیا ارائه شده بیندازیم!

در سیستم رمز نگاری انیگما ما الگوهای مختلفی رو برای رمز کردن حروف میتونیم تهیه کنیم در حقیقت با عوض کردن سیستم روتورهای ماشین، ما به الگوهای مختلف میرسیم در ماشین انیگمای ورماخت سه روتور وجود دارد و در مدل جدید تر ماشین انیگما به نام –Kriegsmarine M4– چهار روتور به کار رفت که در مثال پایین ما این مدل را بررسی خواهیم کرد.

بر روی تصویر کلیک کرده و آن را در صفحه جدید باز کنید

همان طور که در شکل دیده میشود شروع یک سیگنال از باتری است پس ما هم از اونجا شروع میکنیم،‌ مکانیزم کلی ماشین انیگما به گونه ایست که با وارد شدن یک حرف از کیبورد توسط الگویی که بهش دادیم یک حرف دیگر خروجی میگیریم مثلا طبق چیدمان سوییچ ها و روتور ها در ماشین نمونه زیر با ورود حرف A  ما در نهایت برایش حرف D  را تحویل میگیریم این بدان معنی نیست که حرف A مساوی حرف D هست بلکه فقط با ورود حرف A  ما حرف  D را تحویل گرفتیم و چراغش روشن شد نه بالعکس فقط در الگوی حاظر که الگوهای مختلف هم به وسیله دفترچه راهنما در اختیار رمزگشایان قرار داشته.

همون طور که در تصویر میبینید یک جریان از باطری شروع میشود و در مرحله دو به فیش A میرسد که ما به درون فشارش دادیم(!) پس جریان به مرحله سه رسیده  که وظیفه اتصال سیم کشی کیبورد و چرخ های روتور را دارد در مرحله بعد جریان از الگوریتم روتور در چهار مرحله میگذره و در نهایت بوسیله بازگرداننده مسیر های طی شده الگوریتم را در مسیر متفاوتی طی میکند و در مرحله هفت به فیش S میرسد که از پیش توسط سیم کشی به D اتصال داده شده است سپس در مرحله هشت جریان از پلاگ D به فیش D حرکت کرده و چراغ مربوط به D را به عنوان خروجی روشن میکند.

مطالب توصیفی و علمی و ریاضی زیادی در تحلیل ماشین انیگما وجود دارد که بیان همه آنها از حوصله و توانایی علمی بنده و این وبلاگ خارج است در زیر میتوانید به شبیه سازهای مخلفی که برای ماشین انیگما طراحی شده دسترسی پیدا کنید و منابع مفیدی را جهت مطالعه بیشتر در این زمینه بیابید.

نام انیگما بارها بهانه خوبی برای ساخت فیلم ها سینمایی، سریال های تلویزیون ، آلبوم های موسیقی و کتاب ها، بازی های ویدئویی بوده میتوانید در اینجا با این آثار آشنایی پیدا کنید ، من هم اولین بار در گذشته در فیلم سینمایی ای که از تلویزیون ایران پخش شد و در آن ریاضی دانان نظامی روسیه در خلال جنگ جهانی اول سعی در کشف سیستم ماشین انیگما داشتند با این ماشین آشنا شدم بنظرم این فیلم بود اگه اشتب نکنم :)

شبیه سازهای ماشین انیگما:

یکی از مشهورترین شبیه سازهای انیگما را که تحت ویندوز اجرا میشود را میتوانید از اینجا دانلود نمایید.

یک شبیه ساز عالی که بر روی سیستم های لینوکس هم اجرا میشود و حتی به صورت فلش هم ارائه شده

سایتی که ماشین اینگما را به صورت درون ساخت در اختیار کاربرای قرار میدهد و شما با دادن ترتیب روتور و یک ورودی میتوانید متن کد شده خود را دریافت کنید و یا دادن یک متن کد شده میتوانید آن را دیکود کنید!

—–ــــــ—–ـــــــــــ-ـــــــــ——-

منابع:

ویکیپدیا انگلیسی موضوع ماشین انیگما

آلن تورینگ

مقاله مرحوم شرق در زمینه امنیت اطلاعات در جنگ جهانی دوم که در اینجا میتوانید مطالعه نمایید

مقاله رمزشناسی ماشین انیگما

مقاله ماشین روتور

نازی های جرمن!

مطالب مرتبط

نوشته:David

آبان ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۷:۳۶ ب.ظ